ملاک‌های غلط ازدواج


از خیلی ها که درباره معیارهای ازدواج می پرسیم، پاسخ می شنویم: برای من فقط عشق کافیست... من تنها یک معیار دارم و آن ایمان است... خانواده دار بودن طرف مقابل، شرط ازدواج من است... این شرط و شروط ها و معیارها اگرچه همه ضروری و مهم هستند اما نمی توانند به تنهایی ملاک ازدواج شما قرار گیرند. عشق، ایمان و جایگاه خانوادگی همه و همه در کنار معیارهای جزئی و کلی دیگری معنا می شوند که اگر از آنها غافل شوید، بدجور زندگی تان را به بن بست می کشانند.

ملاک‌های غلط ازدواج

 

در این بین، معیارهایی هستند که این روزها زیاد نمونه های آن را می بینید و البته نتایج تلخشان هم به اندازه کافی دور و برتان به چشم می خورد. چشمانتان را باز کنید و از ازدواج های تک ملاکی با این خصوصیات بپرهیزید.

1. ازدواج های سیاسی

 ازدواج هایی که فقط بر پایه شباهت ایدئولوژی سیاسی شکل می گیرد. بسیاری از این افراد بعد از ازدواج می فهمند که شباهت ایدئولوژی سیاسی در زندگی هرگز به تنهایی ملاک نیست. یکی از مهم ترین مشکلاتی که دامنگیر این گونه ازدواج ها می شود، اختلافات شدید مالی و اقتصادی است.

از مشکلات دیگر ازدواج های سیاسی این است که نگرش سیاسی افراد به خصوص در کشورهای درحال توسعه می تواند حتی روز به روز تغییر کند و این مساله زندگی زوج ها را دستخوش تلاطم می کند.

2. ازدواج یک دختر با پسر مقیم خارج از کشور

اگرچه تمایل پسر به ازواج با دختر هموطن به ظاهر امری ارزشمند است اما بسیاری از این ازدواج ها فقط بر پایه دوره ای از ارتباطات تلفنی، پست الکترونیک یا حداکثر دیدن هم و صحبت به وسیله وب کم انجام می شود که هیچ یک از وسایل مذکور قادر به ارائه تصویر واقعی از اخلاق و رفتار فرد مقابل نیستند. در این موارد، دخترها با امید و آرزو دنیای رویایی برای خود می سازند و وارد زندگی مشترک با فردی می شوند که از لحاظ الگوی زندگی، تفکر و رفتار، فرسنگ ها با آنها فاصله دارد. از آنجا که این ازدواج ها معمولا با هیاهوی زیادی صورت می گیرد، بعد از شکست، دختر روی بازگشت به کشور را ندارد و مشکلات بسیاری پیدا می کند.

3. ازدواج با افراد دارای مشاغل خاص

 ازدواج با افرادی که مشاغل خاصی دارند، شرایط خاصی دارد که باید درمورد آن فکر و بعد تصمیم گیری کرد. مثلا همسر دریانوردان می گویند باید دریا دل باشی تا زندگی با یک دریانورد را تاب بیاوری زیرا دریانوردان چندماه از سال را روی آب ها می گذرانند و در کنار خانواده شان حضور ندارند.

 

4. ازدواج رمانتیک

ازدواج های احساسی، بدون درنظرگرفتن جنبه های منطقی و واقع گرایانه انجام می شوند. گاهی افراد برای فشار آوردن به خانواده یا فرد مقابل برای وادارکردن به پذیرش ازدواج، اقدام به خودکشی با قرص یا خودزنی هم می کنند، تا از طریق القای حس ترحم یا ترساندن، دیگران را وادار به پذیرش ازدواج کنند. ازدواج هایی که با چنین رویکرد غیرواقع بینانه ای آغاز شوند، به احتمال بسیار زیاد به شکست منجر خواهند شد؛ شکستی که به علت اصرار شدید افراد، در بسیاری از موارد راه بازگشتی ندارد.

فراوری: فاطمه ایمانی

بخش کلوب ازدواج تبیان

ازدواج می کنید یا خاله بازی؟


درست پنج ماه است که از زمان عقد زهرا و مهدی می گذرد. اما متاسفانه مدتی است که آن دو با هم قهر هستند و حتی زهرا می گوید که در مورد ادامه زندگی با مهدی دچار تردید شده است.

ازدواج می کنید یا خاله بازی؟

 

 وقتی والدین علت را از او جویا شدند، زهرا چنین گفت: دیگر خسته شده ام. مهدی با این سن و سال هنوز نمی داند که چه حرفی را باید در کجا بزند. بارها و بارها با حرف های نابجایش آبروی مرا در جمع برده است. تا به حال چند بار از او خواهش کرده ام که قبل سخن گفتن کمی به جو و شرایط موجود هم توجه کند ولی او عادت کرده. شاید هم اصلاً بلد نیست که با فکر و درایت سخن بگوید. دیگر نمی دانم چه باید بکنم؟

 

یکی ازمهمترین شرایط ازدواج رسیدن افراد به بلوغ های جسمی و جنسی و رشد عقلانی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و ... است که معمولاً بیشتر کارشناسان در زبان عرف همه آنها را در دسته بندی بلوغ ها جای می دهند.

متاسفانه مشکلی که در زندگی زهرا و مهدی حاصل شده است به دلیل عدم یا ناکافی بودن رشد عقلانی مهدی است. بسیاری از افراد در ازدواج به وجود رشد عقلانی در خود و فرد مقابل توجه نکرده و پس از عقد و یا حتی ازدواج به خاطر ایجاد مشکلات عدیده تازه به اهمیت وجود آن و نقش مهمی که در زندگی مشترک ایفا می کند پی می برند.

به همین دلیل همه روان شناسان توصیه می کنند که افراد برای موفقیت در ازدواج نه تنها باید به بررسی خود در زمینه وجود رشد عقلانی ـ ذهنی بپردازند بلکه باید در مراحل آشنایی با فرد مقابل چون خواستگاری و تحقیق، به این امر توجه بسیار داشته باشند. یعنی به رفتار و گفتار فرد مقابل توجه کنند و ببینید که آیا او به رشد عقلی رسیده است یا نه؟ به بیان دیگر آیا فرد عاقلی است؟ البته منظور از عاقل بودن در اینجا به معنای دیوانه نبودن فرد نیست.

 

رشد عقلانی با تحصیلات فرق دارد. چه بسا افراد تحصیل کرده ای که به رشد عقلانی نرسیده اند و انسان های کم تحصیلاتی که در حد اعلای رشد عقلانی اند

سوال: عقلانیت چیست؟

رشد عقلی همان رسایی و کمال در هوش،‌‌ عقل، حافظه، تصور، تخیل و... است و مجموعه فعالیت هایی چون تشکیل مفاهیم، بررسی معانی، تفکر و تعقل، پیش بینی و استنتاج، برنامه ریزی، تعیین هدف، انتخاب راهبردهای رسیدن به هدف، توانایی حل مسئله و ... را شامل می شود.

امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «عقل بر دو قسم است: اول عقلی که به طور طبیعی و براساس سنت آفرینش نصیب بشر می شود و دیگر عقلی که از راه شنیدن سخنان دیگران و فرا گرفتن معلومات این و آن عاید آدمی می شود. ولی برای کسی که عقل طبیعی و سالم ندارد شنیدن مقالات علمی سودمند نیست؛ مانند کسی که چشمش نابیناست و نمی تواند از پرتو نور آفتاب استفاده نموده، موجودات را ببیند.» (فیض کاشانی، عین الیقین، ص243)

 

براساس فرموده امام علی (علیه السلام) عقل را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

ازدواج می کنید یا خاله بازی؟

 

الف) عقل طبیعی: این عقل برطبق اصول آفرینش، نصیب انسان می شود. رشد عقل طبیعی به طور طبیعی یعنی به تدریج و مرحله به مرحله درست مانند دیگر اعضای بدن انسان شروع می شود و در سن مشخصی به حد کمال خود می رسد.

 

ب)عقل اکتسابی: عقلی است که فرد براساس معلومات، شنیده ها و تجربیات خود کسب می نماید. رشد این عقل نیز به صورت اکتسابی است. یعنی هر کسی براساس دانش، بینش، تجربیات و تعامل با محیط آن را کسب می کند.

زمانی که عقل طبیعی با دانش، تجربه و... (عقل اکتسابی) همراه شود، به کمال نهایی خود می رسد. از جمله راه‌های افزایش عقل شرکت در جلسات و تعامل با افرادی است که به بلوغ فکری و عقلی لازم رسیده اند.

البته باید توجه داشت که رشد عقلانی با تحصیلات فرق دارد. چه بسا افراد تحصیل کرده ای که به رشد عقلانی نرسیده اند و انسان های کم تحصیلاتی که در حد اعلای رشد عقلانی اند.

پس فردی به رشد عقلانی رسیده است که بتواند برای گفته ها، اعمال و رفتار خود دلایلی قانع کننده عرضه نماید و یا برای اقدام به امور بیندیشد.

همه روان شناسان توصیه می کنند که افراد برای موفقیت در ازدواج نه تنها باید به بررسی خود در زمینه وجود رشد عقلانی ـ ذهنی بپردازند بلکه باید در مراحل آشنایی با فرد مقابل چون خواستگاری و تحقیق، به این امر توجه بسیار داشته باشند

در اینجا به طور خلاصه به بررسی چند مورد از فعالیت های جنبه عقلانی شخصیت می پردازیم :

 فهمیدن: وقتی فرد برداشتی از مسئله ای که میخواند یا میشنود به ‌دست ‌آورد و بتواند آن را به زبان ساده توضیح دهد، یعنی به فهم مسئله دست یافته است و قادر به پیش بینی امور می باشد.

 

 بینش: زمانی که افراد در مواجهه با مسئله، آن را ریز کنند، اجزایش را بیرون بکشند، اجزا را تک تک بررسی کنند و ارتباط‌شان را با یکدیگر بفهمند، به بینش رسیده اند.

 

 تفکر: وقتی فرد بتواند هر آن آموخته و در حافظه ذخیره کرده است، به یاد آورد و برای حل مسئله از اطلاعات موجود آن بهره ‌ببرد، به توانایی تفکر دست یافته است.  

 

نشانه های بلوغ عقلی و ذهنی

افرادی که به بلوغ عقلانی ـ ذهنی رسیده اند

1.در زندگی دارای اهدافی هستند که برای رسیدن به آنها برنامه‌ریزی می کنند.

2. از خود و محیطشان شناخت کافی دارند.

3. درک خوب وصحیحی از مسائل و مفاهیم دارند.

4.منطقی اند و درتصمیم گیری های خود از عقل به جای احساسات استفاده می کنند.

5.از توانایی حل مسائل زندگی، قدرت تجزیه و تحلیل و گرفتن تصمیمات درست و قاطع برخوردارند.

6.از خود و دیگران انتظارات واقع بینانه ای دارند.

7.از هر فرصتی برای تامل و اندیشه استفاده می کنند.

8.سنجیده و با توجه به شرایط سخن می گویند و عمل می کنند.

9.برای تمام رفتارها و گفتارهای خود دلیل موجهی دارند.

10.مسئولیت رفتار و گفتار خود را برعهده می گیرند.

مهارت پذیرفتن عذر خواهی دیگران


شاید در ظاهر به نظر برسد که کسب مهارت در عذر خواهی یک مقوله دشوار است و بیشتر ما یا مهارت لازم در این زمینه را نداشته و توانایی اقرار به خطاهایمان را نداریم یا اینکه اعتماد به نفس لازم برای عذر خواهی را در خودمان پرورش نداده ایم و....

عذرخواهی

شاید در ظاهر به نظر برسد که کسب مهارت در عذر خواهی یک مقوله دشوار است و بیشتر ما یا مهارت لازم در این زمینه را نداشته و توانایی اقرار به خطاهایمان را نداریم یا اینکه اعتماد به نفس لازم برای عذر خواهی را در خودمان پرورش نداده ایم و همواره سعی داریم که در برابر خطاها و اشتباهاتی که مرتکب می شویم بهانه تراشی کنیم. اما از طرف دیگر همان طور که عذر خواهی کردن نیازمند مهارت و اعتماد به نفس لازم است پذیرش عذر خواهی اطرافیان نیز توانایی و جرات خاصی می خواهد.

مسلما هیچ راهی بهتر از پوزش و عذر خواهی در جریان یک کدورت و مشکل ارتباطی نمی تواند موثر و نتیجه بخش باشد.

شما به شدت عصبانی هستید و حق هم کاملا با شماست. حال همسرتان، اعضای خانواده تان یا دوستی که سبب عصبانیت شما شده است به اشتباهش اقرار می کند . کنار گذاشتن عصبانیت و پذیرش عذرخواهی دیگران نیازمند نوعی بلوغ، همدلی و اعتماد است. انجام تمام این کارهای دشوار به شرطی میسر است که حفظ ارتباطات شما و دیگران از ارزش و اعتبار لازم برخوردار باشد.

از طرف دیگر لازم است که شما به خطاپذیر بودن انسانها معتقد باشید و بدانید که این اشتباه از هر کس دیگر حتی از خود شما نیز ممکن است سر بزند. بنابراین اگر در برابر اشتباه دیگران کمی از موضع خود کوتاه آمده و سخت نگیرید می توانید عذر خواهی طرف مقابل را بهتر بپذیرید.

 

ضمنا برای اینکه بهتر بتوانید با خطای اطرافیان خود کنار بیایید باید :

** اطمینان حاصل کنید که واقعا قصد مصالحه دارید. دوست یا همکاری که برای دومین بار به شما دروغ می گوید یا پشت سر شما بدگویی کرده است ممکن است همان فردی باشد که شما دیگر نخواهید آنها را در زندگی تان راه دهید.

پس لازم است اطمینان کسب کنید که شخص مورد نظر قصد تکرار اشتباهش را ندارد و شما نیز به اندازه کافی خواهان تداوم ارتباط با او در اینده هستید.

به شخص خطاکار بگویید که او را بخشیده اید و مطمئن هستید که در آینده هرگز این خطا اتفاق نخواهد افتاد. در هر حال تمام موضوع را از ذهن تان خارج کنید و بر روی جنبه های مثبت ارتباطتان متمرکز شوید

** نوع عذر خواهی را تعیین کنید. اطمینان کسب کنید که طرف مقابل به اشتباه خود پی برده و قصد اصلاح رفتار خود را دارد و از عملکرد خود پشیمان است. برای مثال عذر خواهی کردن فرزندتان به خاطر دیر حاضر شدن سر سفره  شام، در حالی که گناه اصلی وقت گذرانی بیش از حد با دوستان و همسالان و دیر به خانه آمدن وی(فرزند نوجوانتان) است نشان می دهد که شخص درک درستی از انچه به اشتباه انجام داده ندارد و ممکن است در آینده کارهای خطای دیگری نیز انجام دهد. لذا توصیه می شود به خصوص در برابر فرزندان خانواده  اگر عذر خواهی مناسب با خطاست آن را بپذیرید.

** متوجه این موضوع باشید که عذر خواهی صمیمانه و قلبی یک هدیه برای شماست پس آن را رد نکنید. درست است که طرف مقابل تان کار اشتباهی انجام داده است اما به آن اقرار می کند .

عذرخواهی

به خاطر داشته باشید احساس شرمساری و گناه کار بودن که همراه هر عذر خواهی ایجاد می شود برای  بسیاری از افراد چیز کم و ساده ای نیست. عذر خواهی واقعی با نوعی فروتنی همراه است پس برای آنکه بتوانید اعتماد کسی را مجددا جلب کرد ، پذیرای عذر خواهی وی باشید.

 

** قبل از هر چیز شخص خطاکار را از درون و اعماق دل ببخشید . اینکه بگویید"باشد اشکالی ندارد" و سپس آنچه را دیگران به غلط انجام داده اند سالیان سال در درون خود قرار دهید کاملا اشتباه و ویران کننده است. در عوض به دقت به عذر خواهی طرف مقابل دقت کنید و اطمینان کسب کنید که در آینده این خطا مجددا اتفاق نمی افتد. سپس او را ببخشید.

** به شخص خطاکار بگویید که او را بخشیده اید و مطمئن هستید که در آینده هرگز این خطا اتفاق نخواهد افتاد. در هر حال تمام موضوع را از ذهن تان خارج کنید و بر روی جنبه های مثبت ارتباطتان متمرکز شوید. ممکن است همین شخص این اشتباه را مجددا مرتکب شود و شما هم نخواهید دیگر از او گذشت کنید اما تا آن زمان نسبت به او دل چرکین نباشید.

فنون خاص جراتمندی...

جراتمند باش بدون تجاوز به دیگران






تا آنجا كه ممكن است شما باید درباره آنچه می خواهید، درباره آنچه فكر می كنید و درباه آنچه احساس می كنید، روشن و خاص صحبت كنید. عبارات زیر این صراحت و دقت را ارائه می دهند:

** من می خواهم كه ..."

** من نمی خواهم شما ..."

** آیا شما ...؟ "

** من آن را زمانی دوست دارم كه آن را انجام دهید."

** من عقیده متفاوتی دارم، من فكر می كنم كه ..."

** من نظرات مختلفی در این زمینه دارم. با این وجوه مسأله به این دلایل موافقم ولی درباره این وجوه به این دلایل احساس خوبی ندارم."

بسیار مفید خواهد بود دقیقاً توضیح دهید مقصود شما چیست و چه چیزی مد نظر شما نیست مانند گفتن اینكه "من نمی خواهم این مساله را پایان دهم بلكه دوست دارم درباره آن صحبت كنیم و ببینیم آیا می توانیم از وقوع دوباره آن جلوگیری كنیم."

صریح باشید. پیام خود را به شخصی كه طرف اصلی صحبت شماست، بیان كنید.

اگر می خواهید به مریم چیزی بگویید آن را جز به او به هیچ كس دیگر نگویید. به گروهی كه مریم هم عضوی از آن گروه است، نگویید.

پیام از آن "خود" شماست. تصدیق كنید كه پیام از آن خود شما است یعنی دریافت خودتان از خوبی ـ بدی یا درست ـ نادرست و درك خودتان است. شما می توانید مالكیت خود را با عبارات شخصی شده (یعنی استفاده از گفتارهایی كه با "من" آغاز می شود) آشكار سازید مانند "من با شما موفق نیستم (بجای گفتن "شما در اشتباه هستید") یا "من دوست دارمم شما چمن را كوتاه كنید (بجای گفتن "شما در واقع باید چمنها را كوتاه كنید، شما كه این را می دانید.") گفتن اینكه شخص اشتباه

می كند یا بد است و باید برای منفعت خودش هم كه شده تغییر كند در واقع تنفر و مقاومت او را نصیب شما خواهد كرد نه فهم و همكاری او را.

هر چند رفتار جرأتمندانه معمولاً نتایج مثبتی در پی دارد، اما برخی افراد در برابر آن واكنش منفی نشان می‌دهند؛ لذا در هر موقعیّتی، پیش از تصمیم به انجام یك رفتار جرأتمندانه، ابتدا باید پیامدهای آن را در نظر گرفت

تقاضای باز خورد. از عباراتی چون "آیا مقصود من روشن است؟ شما چگونه به این موقعیت نگاه می كنید؟ شما چه می خواهید انجام دهید؟" استفاده كنید. تقاضای ارائه بازخورد، دیگران را تشویق می كند تا سوء فهم شما مورد تصحیح قرار گیرد همچنین به دیگران كمك می كند دریابند شما عقیده، احساس یا تمایلی را بیان داشته اید نه اینكه تحكمی در میان باشد. دیگران را هم تشویق كنید در باز خوردی كه ارائه می كنند صریح، مستقیم و خاص عمل كنند.

* به یاد داشته باشید كه رفتار جرأتمندانه ضرورتاً شما را در راه رسیدن به اهدافتان موفّق نمی‌سازد.

*  توجه داشته باشید كه دیگران نیز حق دارند جرأتمندانه عمل كرده و با خواسته‌های شما مخالفت نموده و احساسات و عقاید خود را بیان كنند.

هر چند رفتار جرأتمندانه معمولاً نتایج مثبتی در پی دارد، اما برخی افراد در برابر آن واكنش منفی نشان می‌دهند؛ لذا در هر موقعیّتی، پیش از تصمیم به انجام یك رفتار جرأتمندانه، ابتدا باید پیامدهای آن را در نظر گرفت.

چرا عشق، درد را کم می‌کند؟

اگر به تصویر کسی که سال‌ها عاشق او بوده‌ایم نگاه کنیم،‌ درد را کمتر احساس می‌کنیم. این، اگرچه باوری شاعرانه است،‌اما واقعیت است. ظاهرا دلیل این پدیده شگفت‌انگیز،‌ فعال شدن مرکز احساس امنیت در مغز است.

چرا عشق، درد را کم می‌کند؟

نگاه کردن به عکس کسی که دوستش دارید،‌ درد را کاهش می‌دهد. این جمله شاید شاعرانه به نظر برسد،‌ اما در واقع کاملا  علمی است. اما چرا؟ آیا تنها به دلیل ایجاد حس رضایت است؟ یا این که تصویر فرد مورد علاقه، تداعی‌کننده حفاظتی است که می‌تواند مانعی در برابر آسیب باشد؟ به نظر می‌رسد پاسخ دوم به واقعیت نزدیک است.

 پیش از این دانشمندان به این نتیجه رسیده بودند که نگاه کردن به عکس فرد مورد علاقه، درد را کم می‌کند. این‌ بار نائومی آیزنبرگر، روانشناس به دنبال پاسخ به این سوال است که چه‌طور چنین اتفاقی می‌افتد.

محققین، مغز 17 زن داوطلب را در حالی که به تصاویری از یک فرد مورد علاقه،‌ یک غریبه و یک شیء نگاه می‌کردند و شوک‌های خفیفی می‌گرفتند، با ام.آر.آی عملکردی بررسی کردند. از آن‌ها همچنین خواسته شده بود که در هر حالت،‌ میزان دردی را که احساس می‌کنند، ارزیابی کنند.

چنان که انتظار می‌رفت، افراد وقتی به عکس کسی که برای مدت طولانی عاشق او بوده‌اند نگاه می‌کردند، درد چندانی بر اثر شوک احساس نمی‌کردند. آیزنبرگر به این نتیجه رسید که کاهش درد به فعالیت قشر پیش‌پیشانی ونترومدیال مغز مربوط می‌شود،‌ بخشی از مغز که به احساس امنیت واطمینان ربط دارد.

فرضیه آیزنبرگر این بود که تاثیر دیدن عکس فرد مورد علاقه درکاهش درد، فقط به تحریک ساده سیستم پاداش در مغز محدود نمی‌شود،‌ فرایندی که اغلب در بین زوج‌های جوانی که در مراحل اولیه ارتباط خود به سر می‌برند دیده می‌شود.

یکی از دلایلی که آیزنبرگر در فضیه خود بدان اشاره می‌کند، این است که دیدن تصاویری از موجوداتی مثل مار و عنکبوت، احساس درد را بیشتر می‌کند. ما به طور غریزی برای ترسیدن از این گونه موجودات آماده هستیم، ‌چرا که در طول تاریخ تکامل انسان،‌ باید برای زنده ماندن از آن‌ها فاصله می‌گرفتیم. این نوعی سازگاری است.

افرادی که ما به آن‌ها عشق می‌ورزیم و به آن‌ها دلبستگی داریم، ممکن است درست برعکس موجودات خطرناک،‌ نشانه‌هایی از احساس امنیتی باشند که ما درون خود داریم

به اعتقاد آیزنبرگر، افرادی که ما به آن‌ها عشق می‌ورزیم و به آن‌ها دلبستگی داریم، ممکن است درست برعکس موجودات خطرناک،‌ نشانه‌هایی از احساس امنیتی باشند که ما درون خود داریم.

البته در این مطالعه، مردان بررسی نشده‌اند، ‌اما به گفته آیزنبرگر، هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم فکر کنیم واکنش مردان در چنین مطالعه‌ای متفاوت خواهد بود. وی می‌افزاید: ‌«شاید مردم بگویند که زن‌ها احساساتی‌تر از مردان هستند، اما چنین فرایندهایی برای مردان هم درست به اندازه زن‌ها حیاتی است.»

چهار اشتباه رایج دختران مجرد...

چندی پیش، فیلمی تماشا کردم که در آن، خانمی مسئول کارهای حقوقی یک شرکت بود. این خانم، در آستانه چهل سالگی، وقتی پرونده‌های شرکت را بازبینی می‌کرد، به فکر بازبینی زندگی شخصی خودش افتاد و با این تصور که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد به این نتیجه رسید که هیچ راهی برای تشکیل خانه برایش وجود ندارد.

چهار اشتباه رایج میان دختران مجرد
او این موضوع را بارها و بارها برای خودش تکرار ‌كرد، تا اینكه یک روز مرد مناسب خود را ملاقات کرد. حالا خودتان نتیجه را پیش بینی کنید. کاری از دست من برای این خانم بر نمی‌آمد، اما متوجه شدم اشتباهی را که دختران مجرد زیادی مرتکب می‌شوند کرده است. در واقع، او چهار اشتباه اساسی کرده بود که باعث می‌شود یک خانم مجرد همیشه تنها بماند.

 

1- آنها اجازه می‌دهند که کار حسابی مشغولشان کند

خانمی كه وضعیتش در بالا اشاره شد از کار قبلی‌اش استعفا داد تا کسب و کاری برای خودش راه بیندازد و همین باعث شد که به شدت در كارش غرق شود. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با او بسته بود، چرا که تمام زندگی‌اش در کار خلاصه شده بود. حتی زمانی که یک مرد مناسب و خوش‌پوش را می‌دید، نهایت تلاش خود را برای فراری دادن او می‌کرد، مشکلی که خیلی از دختران مجرد دچارش هستند. بعضی دختران فکر می‌كنند اگر مردی به آنها علاقه‌مند شده‌ است، حتما مشکلی در او وجود دارد. این افكار باعث می‌شود که مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یک‌بار به آنها فرصت داده باشند. بعد، دوباره خود را در کار غرق می‌کنند و به‌شدت سخت و خشک می‌شوند.

2-آنها باور کرده‌اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده

در فیلم، خانم موردنظر باور کرده بود که زمان عاشق شدن، ازدواج و بچه‌دار شدن از او گذشته است. این دقیقا همان جایی است که اشتباه می‌کند و البته، همان جایی که دختران مجرد زیادی دچار اشتباه می‌شوند. درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، كه البته این نکته مثبتی است.

دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می‌اندازند، اما واقعیت این است که ما هیچ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند، اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده‌شدنی نیست. می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده‌ دهید.

چهار اشتباه رايج ميان دختران مجرد

3- آنها مردان مناسب را نادیده می‌گیرند

من این موضوع را بارها و بارها دیده‌ام كه وقتی یک دختر مجرد باور می‌‌کند که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می‌گذارد. من به همه کسانی که فكر می‌كنند همه مردان خوب ازدواج کرده‌اند پیشنهاد می‌كنم كه این احساس را که دوست دارند تصدیق شوند کنار بگذارند و به جای آن ، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند.

واقعیت این است که مردان خوب و مناسب همه جا هستند، ولی همه آنها مجرد نیستند، همه آنها به شما علاقه ندارند و شما هم به همه آنها علاقه‌مند نیستید. اما به هر حال، آشنایی با یک مرد خوب می‌تواند یک فرصت باشد. وقتی با یک مرد مناسب آشنا شدید، با او رفت‌و‌آمد داشتید و این ایده که مرد مجرد مناسبی باقی نمانده در ذهنتان از بین رفت، متوجه خواهید شد که توجه چه کسی را به خود جلب کرده‌اید. در حقیقت، آن هنگام است كه شما متوجه خواهید شد افراد مناسب زیادی وجود دارند كه به آشنایی با شما علاقه دارند.

 

 4-آنها پا به فرار می‌گذارند

بارها و بارها مشاهده کرده‌ام که دختران جوان منتظرند مرد مناسب پا پیش بگذارد. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. این کاملاً طبیعی است. زمانی که دختر مجردی در تمام رابطه‌هایی که داشته شکست خورده باشد و دچار ناامیدی، افسردگی و بی‌توجهی عاطفی شده باشد، این عکس‌العملی است که نشان خواهد داد. اما به هرحال، اگر او بخواهد نتیجه‌ای از روابط خود بگیرد، باید این رفتار خود را کنار بگذارد. هنگامی که شما با مردی مناسب آشنا می‌شوید، ممکن است ابتدا اظهار علاقه و توجه او برای شما دشوار باشد، چرا که قبل از این تجربه‌اش را نداشته‌اید. اما حالا زمان آن رسیده است که این دشواری را تحمل کنید. به خودتان اجازه بدهید رابطه جدیدی تجربه کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید. سعی كنید از این حس زیبا، یعنی شناختن شخصی مناسب که واقعاً به شما علاقه‌مند است و دوست دارد شما را آن‌گونه که هستید بشناسد، لذت ببرید

ازدواج با فرد شکست خورده...

ازدواج به خودی خود فرایند دلهره آوری است اما وقتی قرار باشد با کسی که یک تجربه شکست داشته و نامزدی یا ازدواج ناموفقی را پشت سر گذاشته ازدواج کنید خود به خود مشکلات و مسائل خاصی پیش روی شما قرار می گیرد که تا قبل از این فکرش را نکرده بودید.

ازدواج با یک فرد شکست خورده

اگر در چنین موقعیتی قرار گرفته اید، خواندن این راه حل ها می تواند برایتان مفید باشد:

 

1. گذشته را هضم کنید. نادیده گرفتن غم و ترسی که  از فکر ازدواج در دل همسر آینده شما به جا مانده، می تواند زندگی تان را سرد و محافظه کارانه کند. به او اجازه دهید شما را بسنجد، با شما درد دل کند و حتی گاهی به اشتباه قضاوت کند. این صبوری بهترین هدیه ای است که می توانید به او بدهید تا به زندگی برگردد. انکار کردن گذشته فقط باعث می شود او تا آخر عمر در سوگ باقی بماند.

 

2. فکرهای بیمار را از سرتان بیرون کنید. این که آیا همسر یا نامزد سابق طرف مقابلتان بهتر و دوست داشتنی تر از شما بوده، شما را به جایی نمی رساند. به جای آن سعی کنید در نوع خود بهترین باشید و به این فکر کنید که اگر همسر قبلی فرد مورد نظرتان از شما بهتر بود، تا به حال این ازدواج یا نامزدی به سرانجام رسیده بود!

از همان شروع کار حد و مرزهای زندگی مشترکتان را معین کنید اما کاملامهربان، ملایم و با ملاحظه. برای احساساتتان ارزش قائل باشید و وقتی یکی از رفتارهای او که به زندگی گذشته اش مربوط می شود شما را ناراحت می کند، با او درمیان بگذارید

3. زمان بدهید. این که شما به همدیگر علاقمند هستید یا همدیگر را برای زندگی انتخاب کرده اید، باعث نمی شود که همسر آینده تان شکست های زندگی قبلی اش را فراموش کند. کمی به او زمان بدهید تا با تغییرات جدید زندگی اش کنار بیاید. مطمئن باشید به مرور زمان، گذشته او محو می شود و زندگی خوب شما همه کاستی ها را جبران می کند. سخت و ناراحت کننده است اما به درد دل های او گوش دهید تا تخلیه شود. او حالا فقط شما را دارد و از نظر عاطفی به شما تکیه کرده است. بنابراین شنونده خوبی برای دردهای او باشید اما اجازه ندهید این دردها در زندگی تان ماندگار شوند.
ازدواج با يک فرد شکست خورده

 

4. سعی نکنید تمام یادگارهای به جا مانده از ازدواج قبلی را نیست و نابود کنید. به هر حال همسرتان الان شما را انتخاب کرده و بدون شک زندگی عاطفی گذشته دیگر برای او معنایی ندارد. پس به جای حسادت نشان دادن به یادگارهای زندگی قبلی، تلاش برای حذف هر نوع نام و نشان از همسر قبلی او و کارهایی از این دست، خونسرد باشید و اگر چیزی ناراحتتان می کند، با هم درباره آن صحبت کرده و تصمیم بگیرید که چطور از شر این ناراحتی خلاص شوید.

 

5. این همه از شما خواستیم کوتاه بیایید، این بار یک برگ هم به نفع شما رو می کنیم! از همان شروع کار حد و مرزهای زندگی مشترکتان را معین کنید اما کاملامهربان، ملایم و با ملاحظه. برای احساساتتان ارزش قائل باشید و وقتی یکی از رفتارهای او که به زندگی گذشته اش مربوط می شود شما را ناراحت می کند، به او توضیح دهید، با شفافیت احساستان را بگویید و چیزی را که از او می خواهید بیان کنید.

خواستگاری در چت روم !!!!!!

ازدواج اینترنتی

واقعیت این است که ورود اینترنت به جوامع در حال توسعه ای همچون ایران در کنار تمام محاسن و نوآوری‌هایی که به دنبال داشته است دارای جوانب منفی و آثار سویی نیز بر فرهنگ کشورمان بوده است. شاید بتوان تغییراتی در شیوه ازدواج جوانان را یکی از تبعات ورود این فناوری در ایران دانست که به «ازدواج‌های اینترنتی» مرسوم شده‌اند اما مساله مهم در این میان این است که آیا می‌توان اشتراک سلیقه افراد در «چت‌روم» را نخستین گام برای ازدواج دانست؟ هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتی است که تاکیدات قرآنی متعددی درباره آن وجود دارد. اما در کنار این موضوع، احکام اسلامی‌همواره بر این ضرورت تاکید دارند که تشکیل خانواده باید با درایت و آگاهی صورت گیرد چرا که بی‌توجهی به این امر از قوام این نهاد که اساس جامعه را تشکیل می‌دهد کاسته و زمینه‌ساز بروز مشکلات متعددی می‌شود.

بی‌اعتمادی در بین زوج‌ها، عمده‌ترین آسیب ازدواج اینترنتی

 بی‌اعتمادی یکی از عمده‌ترین آسیب‌هایی است که زندگی زوجینی را که به‌واسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، تهدید می‌کند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که «آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت می‌کند.» وی می‌گوید: «آشنایی در فضای چت‌روم‌ها بعدها در روابط زوج‌ها تأثیرات عمیقی می‌گذارد چراکه آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی از موارد خود را بسیار ایده‌آل معرفی کنند اما این مساله زمان زیادی طول نخواهد کشید.»

 این نوع ارتباط زمانی می‌تواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذی‌صلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. وی حمایت خانواده‌ها از فرزندانشان را راهکار مناسبی برای کنترل آسیب‌های ناشی از همسریابی اینترنتی است: «اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمی‌توانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این سخن نیز به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.»

ازدواج اینترنتی

نگاه پسران به مقوله همسریابی اینترنتی صرفا نوعی سرگرمی‌است

روانشناسی دیگر که از جمله منتقدان ازدواج‌های اینترنتی است که معتقد است. بیشتر دختران از شیوه همسریابی اینترنتی برای انتخاب همسر مناسب استفاده می‌کنند و این در حالی‌است که پسران بیشتر با نگرش سرگرمی‌وارد «چت‌روم» می‌شوند. شاید بتوان ادعا کرد که آشنایی در چت‌روم‌ها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند.  اما نمی‌توان توقع داشت این الگو در جامعه ما نیز جوابگو باشد زیرا بیشتر تعاملات جوانان در فضای مجازی انتزاعی و دور از واقعیت است و همین موضوع زمینه‌ای برای افزایش مشکلات و آسیب‌های همسریابی اینترنتی در جامعه ما است.»او تصریح می‌کند: «مشکل کنونی ما این است که پسران حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند و در نهایت این جامعه زنان هستند که از این شیوه ازدواج آسیب می‌بینند.» وی عنوان می کند بهترین راهکار برای رفع مشکلات ناشی از فضای مجازی فرهنگ‌سازی است به این معنی که مسئولان فرهنگی جامعه با ارایه مشاوره به والدین و همچنین تولید برنامه‌های مختلف به آموزش خانواده‌ها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اینترنت و خدمات آن بپردازند.

 ازدواج‌های موفق که ریشه در آشنایی اینترنتی دارد نیز توسط افرادی صورت گرفته است که از شخصیت‌های پخته‌ای برخوردار بوده‌اند به این معنی‌که به‌طور تصادفی با هم در اینترنت آشنا شده‌اند نه اینکه از این طریق با هم ازدواج کنند.

نسرین حاجی‌زاده، رییس مرکز مشاوره «مهرگان» با بیان این مطلب که نمی‌توان ادعا کرد همه ازدواج‌هایی که از طریق اینترنت صورت گرفته، محکوم به جدایی است، می‌گوید: «آشنایی قبل از ازدواج مهم‌ترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرف‌نظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند.» وی دختران را بیشترین متقاضیان این شیوه همسریابی می‌خواند و می‌گوید: «فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند؛ حالا این محدودیت‌ها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد.» این کارشناس ارشد مشاوره با اشاره به نقاط ضعف این نوع از همسریابی می‌افزاید: «در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه ‌شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا در بسیاری از موارد افراد ایده‌آ‌ل‌های خود را به طرف مقابل منعکس می‌کنند.»

ازدواج اینترنتی

حجت‌الاسلام سالاری‌فر، عضو هیات علمی ‌و گروه روان‌شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در این باره معتقد است آشنایی خانواده‌ها با همسریابی اینترنتی نیازمند گذر زمان به نسبت طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینه‌ای را فراهم می‌کند که خانواده‌ها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. وی می‌افزاید: «فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شده‌اند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارایه پرسش‌های خود نیستند از همین‌رو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بی‌برنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است.»

 

سالاری‌فر اظهار می‌کند: «از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب همدیگر برآمده و به ارایه اطلاعات غیرواقعی می‌پردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبدیل به موضوعی سرگرم‌کننده می‌شود که بی‌توجهی به آن آسیب‌های زیادی را به دنبال دارد.»

بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی می‌کنند شامل گروه‌هایی هستند که محدودیت‌هایی دارند.

 این کارشناس دینی درباره ارایه راهکار درباره کاهش آسیب‌های همسریابی اینترنتی می‌گوید: «ایجاد محدودیت در برخی سایت‌ها یکی از این راهکارهاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاه‌های اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایت‌های دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانی‌مدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود».

منبع :خبرگزاری ایرنا

محبوبیت در میان همسالان

همه ی کودکان و نوجوانان در روابط اجتماعی از محبوبیت یکسانی برخوردار نیستند . گاهی بعضی ازنوجوانان  منزوی می گردند و از گروه همسالان مطرود می شوند  ؛ در مقابل برخی از نوجوانان می توانند با همسالان خود رابطه ی مثبتی برقرار کنند و محبوبیت خوبی کسب نمایند .


دوستی دخترانه ، دوستی پسرانه

ویژگی های متعددی در ایجاد محبوبیت یا عدم محبوبیت میان همسالان نقش دارند . در این مقاله قصد داریم این عوامل را مورد بررسی قرار دهیم :

** کودکانی که در خانواده های قاطع و اطمینان بخش رشد می کنند ، نه تنها با والدین و بزرگسالان رابطه ای مطلوب دارند، بلکه با همسالان خود نیز از رابطه ی به نسبت خوبی برخوردارند. برعکس، کودکانی که در خانواده های سهل گیر بزرگ می شوند، غالبا پرخاشجو و متخاصم اند و کودکانی که در خانواده های استبدادی رشد می کنند ، غالبا مضطرب و دمدمی مزاجند . طبیعی است که این قبیل کودکان نمی توانند میان همسالان از محبوبیت چندانی بهره مند شوند .

**  از آنجا که کودکان و نوجوانان به ساختمان بدنی اهمیت می دهند در میان پسران ، نوجوانانی که از نظر اندام قویتر و به اصطلاح ورزشکارترند، از محبوبیت بیشتری برخوردارند.

** تحقیق نشان می دهد که فرزندان ارشد خانواده ، درقیاس با فرزندان بعدی ، از محبوبیت کمتری برخوردارند . فرزندان دوم معمولا اجتماعی ترند ، بدین خاطر در ایجاد رابطه با سایر همسالان موفقیت بیشتری دارند .

** بررسی های موجود حاکی از این است که کودکان با هوشتر در میان همسالان از محبوبیت بیشتری برخوردارند .

** حتی نام شخصی کودکان ممکن است عاملی در محبوبیت یا عدم محبوبیت آنان باشد . نام های غیر معمول و مضحک در بسیاری از موارد منجر به عدم محبوبیت و حتی تمسخر فرد می شود ؛ در مجموع کودکانی که نام های معمولی رایج دارند از روابط خوبی برخوردارند.

 دوستی های دخترانه ، دوستی های پسرانه

روابط دوستی در میان دختران نوجوان ، زودتر و عمیق تر از پسران شکل می گیرد . معمولا دختران به صورت گروه های 2 یا 3 نفری ، و پسران در گروه های وسیعتری دوست می شوند. دوستی میان دختران نوجوان بین 14تا16 سالگی تحکیم می یابد و از لحاظ عاطفی ماهیتی بسیار عمیق دارد . دوستان نزدیک افکار ، احساسات و اسرار زندگی خود را با یکدیگر در میان گذاشته و گاهی شیفته ی یکدیگر می شوند . ناگفته نماند که اینگونه دوستی های شدید گاهی خالی از ضرر نیست ؛ غالبا میان دختران نوجوان وابستگی های شدید ، احساس مالکیت و حتی حس حسادت اوج گرفته و با کوچکترین علامتِ حاکی از عدم وفاداری نسبت به یکدیگر ، به خشم می آیند . بین سنین 17 تا 18 سالگی دختران نوجوان در دوستی های خود تنش کمتری تجربه می کنند ، و به تدریج از یکدیگر مستقل شده و نسبت به وجود تفاوت های میان یکدیگر درک بهتری پیدا می کنند .

می توان گفت که دوستی در این سنین فرآیندی ظریف و حساس است و بسیاری از نوجوانان ، در خلال کسب استقلال از والدین و هویت های خود ، شدیدا به دوستان نزدیک نیاز دارند

در دوستی های پسران ، شدت عواطف به اندازه ی دختران نوجوان نیست . مبنای دوستی برای پسران غالبا علاقه مندی به فعالیت های مشترک و تعاون گروهی است . پسران نوجوانی که با یکدیگر دوست می شوند ، به طور گروهی اوقات زیادی را در کنار هم می گذرانند . البته این بدان معنا نیست که در میان پسران ، دوستی ماهیت ضعیفتری داشته باشد . دختران با دوستان نزدیک خود اطلاعات بیشتری را رد و بدل می کنند ، در حالی که پسران نوجوان با دوستان خود بیشتر به فعالیت های اجتماعی – ورزشی می پردازند.

روی هم رفته ، می توان گفت که دوستی در این سنین فرآیندی ظریف و حساس است و بسیاری از نوجوانان ، در خلال کسب استقلال از والدین و هویت های خود ، شدیدا به دوستان نزدیک نیاز دارند.

 نوجوان ، در کشمکش میان خانواده و هم سن و سالها

با انتقال از کودکی به نوجوانی ، میزان روابط نوجوان با همسالان ، افزایش چشمگیری پیدا می کند . این موضوع ، تا اندازه ای برای والدین نگران کننده است ، زیرا ممکن است چنین تصور کنند که به خاطر گرایشی که نوجوانان نسبت به یکدیگر دارند، دیگر آن ها کنترلی بر روی فرزندان نوجوان خود نخواهند داشت و حتی ارزش های آن ها برای فرزندانشان اهمیت چندانی نخواهد داشت .

دوستی دخترانه ، دوستی پسرانه

جالب است بدانیم که : 

وابستگی زیاد به همسالان ، ممکن است یک مرحله ی لازم در رشدِ خودمختاری محسوب شود . نوجوانانی که کوشش می کنند تا از والدین خود مستقل شوند ، ممکن است شدیدا به امنیتی که همسالان برای آنان فراهم می کنند نیاز داشته باشند.

 چنانچه نوجوانان بخواهند برابربا معیارهای والدین عمل نموده و با آنان همنوایی کنند ، احتمال پذیرش آنان در گروه همسالان سست خواهد شد . با این وصف ، بررسی های موجود نشان می دهد نوجوانانی که روابط مطلوبتری با والدین خود دارند ، تمایل کمتری به همرنگی با گروه همسالان نشان می دهند . به همین دلیل در چنین خانواده هایی تعارض میان والدین و نوجوانان شدت کمتری دارد .

 در مواردی که والدین با فرزندان نوجوان خود رابطه صمیمی دارند ، میزان کنترل آنان در حد معقول و متعارف است و در عین حال در اعمال شیوه های تربیتی ثبات و تداوم نشان می دهند .

نوجوان ارزش های والدین را با سهولت بیشتری درونی می کند . غالبا نوجوانانی که با والدین خود رابطه ای حسنه دارند ، می کوشند تا ارزش های آنان را در خود درونی کنند .

نوجوانانی که روابط مطلوبتری با والدین خود دارند ، تمایل کمتری به همرنگی با گروه همسالان نشان می دهند . به همین دلیل در چنین خانواده هایی تعارض میان والدین و نوجوانان شدت کمتری دارد

در ضمن ، والدین در انتخاب دوستان فرزندان خود به نوعی دخالت غیر مستقیم دارند . به عنوان مثال ، وقتی منطقه ای خاص را برای زندگی انتخاب می کنند ، احتمالا با همسالان خود وجود تشابه فراوان خواهند داشت . در چنین فضایی ، نوجوانان با کسانی رفت و آمد می کنند که تا حدودی به اعضای خانواده ی خود آنان شباهت دارند . بدین ترتیب غالبا بین همسالان و دوستان آنان وجوه اشتراک طبقاتی نیز وجود دارد.

ناگفته نماند که اجتماعی شدن نوجوان ، به منزله ی تعارض یا جنگ میان والدین و همسالان نیست ، بلکه، تاثیر متقابل ارزش های والدین و گروه همسالان ، نحوه ی تحول شخصیت نوجوان را رقم می زند.

خودکرده را تدبیر نیست...

 واژه اعتیاد از نظر لغوی، اسم مصدر عربی از ریشه " عاد " است که در فرهنگ لغت معین، به مفهوم عادت کردن و خوگرفتن می باشد.سازمان ملل متحد (1950) اعتیاد را این گونه تعریف کرده است: " اعتیاد، مسمومیت حاد یا مزمنی است که برای شخص یا اجتماع زیان بخش می باشد و از طریق استعمال داروی طبیعی یا صنعتی ایجاد می شود.

معتاداعتیاد به تعبیری نوعی بیماری اجتماعی است. به خصوص در دوران ما كه شرایط مناسب اجتماعی برای یك زندگی انسانی و توأم با محبت فراهم نیست. معضل شكاف نسل ها عواطف انسانی را به حداقل تقلیل داده و احساس ناامنی، تشویش، اضطراب و میل به انتقام جویی را در افراد تقویت می كند. در این حالت انسان های مضطرب و پر از تضاد و كشمكش و محرومیت، برای تسكین ناراحتی های خود به مواد مخدر پناه می برند. فرد معتاد وقتی نمی تواند شرایط زندگی را در جهت میل خود تغییر دهد، همه چیز را بر علیه خود می بیند و برای رهایی و فراموشی خود را موقتاً به عالم اعتیاد و بی خبری می سپرد.

در حال حاضر نیز در کشور ما مصرف مواد مخدر افزایش داشته و زمینه های بروز آسیبهای اجتماعی متعددی را فراهم نموده است. آمار رو به افزایش مصرف مواد مخدر در دنیا به حدی است که یکی از سم شناسان معروف دنیا به نام " لودوینگ" می گوید: " اگر غذا را مستثنی کنیم، هیچ ماده ای در روی زمین نیست که به اندازه مواد مخدر این چنین آسان وارد زندگی ملت ها شده باشد.

اعتیاد معضلی است چندوجهی که علل و عوامل متعددی در بروز و شیوع آن موثر می باشند. در این میان از عوامل فردی و خانوادگی در سطح خرد و عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سطح کلان می توان نام برد. .

معتاد

بررسی های انجام شده توسط متخصصان نشان می دهد كه اپیدمی های بزرگ اعتیاد اغلب در مناطقی روی می دهد كه عیار بیكاری و جنایت در آن بالاست. از این رو معلوم می شود كه گسترش اعتیاد در جامعه دقیقاً در ارتباطی تنگاتنگی با وضعیت و شرایط اجتماعی صورت می پذیرد.

از آنجایی که دشمنان نظام همواره در كمین هستند تا جوانان ما را با مصرف مواد مخدر به انحرافات بكشانند، شکی نیست که یکی ازراهکارهای استکبار و دشمنان این نظام، تسلط بر جوانان از راههای گوناگون از جمله معتاد کردن آنهاست .اما نباید فراموش کرد که همه افراد در این زمینه مسوولیت دارند. وظیفه تمام دستگاه‌های فرهنگی، رسانه‌ها، فعالان حوزه اجتماعی و فرهنگی این است كه در حوزه پیشگیری از گسترش اعتیاد و مبارزه با قاچاق مواد مخدر نقش خود را به خوبی ایفا كنند. به عقیده كارشناسان از مهمترین عوامل عدم موفقیت در مبارزه با مواد مخدر، بهره نگرفتن مناسب از امكانات فرهنگی كشور، نظیر عدم آموزش صحیح نسل جوان در مدرسه و دانشگاه، مقطعی بودن و ضربتی بودن روند مبارزه با اعتیاد، و مهمتر از همه نبود برنامه های مناسب برای پر كردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان بوده است.

از سوی دیگر، یكی از كاستی های استراتژی مبارزه با مواد مخدر در كشور ما تكیه و تاكید بر اقدامات قهریه و برخورد فیزیكی است. در حالی كه بررسی ها نشان می دهد افزایش آگاهی و توسعه فرهنگی جامعه موجب ایجاد نگرش منفی افراد نسبت به مواد مخدر شده و نوعی مقاومت منفی را در ضمیر ناخودآگاه آنان ایجاد می نماید.بررسی های انجام شده توسط متخصصان نشان می دهد كه اپیدمی های بزرگ اعتیاد اغلب در مناطقی روی می دهد كه عیار بیكاری و جنایت در آن بالاست. از این رو معلوم می شود كه گسترش اعتیاد در جامعه دقیقاً در ارتباطی تنگاتنگی با وضعیت و شرایط اجتماعی صورت می پذیرد.همچنین از آنجایی كه سم زدایی از بدن فرد معتاد به عنوان نخستین گام در فرآیند ترك اعتیاد محسوب می شود لازم است تا در جریان كلاس های آموزشی آموزش های لازم در جهت افزایش اعتماد به نفس و مقابله با خواسته های نامطلوب، احساس ارزشمندی و آموزش مهارت های برقراری ارتباط با دیگران ارائه گردد تا فرد بتوان بدون دغدغه زندگی سالمی را برای خود تدارك بیند.

امروز با تغییر جوامع از سنتی به صنعتی تهیه و توزیع مواد مخدر بروز گردیده و مواد مخدر با كمترین امكانات و هزینه در دسترس افراد قرار می گیرد. به عبارت دیگر فراوانی و ارزانی مواد مخدر و در دسترس بودن آن در كوچه و خیابان و توزیع نه چندان پنهان آن گواه معتبری بر عدم كارایی سیاست های اجرایی كشور در مبارزه با مواد مخدر بوده است.

معتاد

 امروزه متاسفانه جوانان درصددند به جای رسیدن به لذت های پایدار، از ابزارهای نامشروع و راههای میانبر، برای رسیدن به لذت ها و خوشی های آنی و گذرا استفاده نمایند.‏ درحالی که نمی دانند در پس شادی کاذبی که تحت تأثیر مصرف داروهای روانگردان به دست می‌آید، دنیایی از غم و اندوه نهفته است. زیرا مصرف این مواد اعتیاد آور به دلیل نوع تاثیری که بر مغز می‌گذارند برخلاف مواد مخدر سنتی مانند تریاک و هروئین موجب تحریک سیستم دوپامین در مغز می‌شوند که به مصرف کنند اعتماد به نفس بالا و کاذب می‌دهد.

این اعتماد به نفس کاذب به این دلیل است که قسمت مهار مغز مصرف کننده برداشته می‌شود و به همین دلیل هم آنها در جامعه و روابط شخصی و جنسی رفتارهایی نابهنجار و خطرناکی از خود بروز می‌دهند و درنتیجه در درازمدت موجب می شود کارکرد ارگانیک و طبیعی بدن از بین برود.

خلاصه كلام آنكه؛ اعتیاد به مواد مخدر معضل هولناكی است كه علت اساسی مشكلات بسیاری چون فحشاء، سرقت، طلاق، قتل، نزاع‌های خانوادگی و جنایت می باشد. از این رو ضروریست مسئولان، برنامه ریزان و دست اندركاران به دور از هر گونه شعار پردازی و اقدامات بدون نتیجه، در یك عزم ملی به ریشه كن سازی اعتیاد بپردازند و استراتژی مبارزه با اعتیاد و مواد مخدر را صرفاً در برگزاری همایش هایی نمادین خلاصه نكنندزیرا  اجرای فعالیتهای پیشگیرانه که به ‌منظور اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی اقشار مختلف جامعه در زمینه اعتیادصورت می گیرد، می‌تواند موجب ارتقاء سطح آگاهی‌های جامعه شود، در نتیجه رسانه ملی و درواقع همه رسانه‌های دیداری، شنیداری و مکتوب می‌بایست با توجه به تغییر الگوی مصرف در کشور، فعالیت مناسب‌تری را در اطلاع‌رسانی به مردم نسبت به مواد مخدر و عوارض آن انجام دهند.